|
اربعین در بیت رهبری |
پنجشنبه هفتم بهمن 1389
سلام دوستان عزیز
روز اربعین در بیت رهبری بودیم جاتون خالی همه با هم متن زیر را هم صدا شدیم و در محضر آقا عزاداری سید وسالار شهیدان امام حسین (ع) را برگزار کردیم...
اربعین حسین زاده زهرا بود
زین مصیبت غمین زینب کبری بود
شده دلها حزین – چون شده اربعین
این شعار همه – افتخار همه
لا اری الموت الا السعاده
...............................
کنم از اشک خود غسل زیارت حسین
محضرت می دهم شرح اسارت حسین
یا حسین خواهرت – به فدای سرت
این شعار همه- افتخار همه
لا اری الموت الا السعاده
...............................
یا اخا همتم فاتح دینم شده
یک مدال من این زخم جبینم شده
من ز شام بلا – آمدم کربلا
این شعار همه – افتخار همه
لا اری الموت الا السعاده
...............................
ما همه پیروان و یاور رهبریم
در زمان خطر مدافع کشوریم
قلب ما منجلی است- مقتدامان علی است
این شعار همه – افتخار همه
لا اری الموت الا السعاده
.................................
قشر دانشگهی بصیرو دانا بود
پیرو مکتب یوسف زهرا بود
همره زینبیم- حافظ مکتبیم
این شعار همه – افتخار همه
لا اری الموت الا السعاده
................................
آن همه فتنه را نور ولایت شکست
که فروغ خدا آمدو ظلمت شکست
دست رهبر نوشت – شد بصیرت بهشت
این شعار همه – افتخار همه
لا اری الموت الا السعاده
|
|
|
|
نیایش |
دوشنبه بیست و هفتم دی 1389
نیایش

نيايش برترين جلوه ي عشق است . نيايش با دعا خواندن تفاوت اساسي دارد . دعا خواندن از سر ميجوشد و نيايش از دل . آنها كلمات اند و نيايش ، سكوت محض خدا همه چيز ما را مي داند ، بنابراين ، به كلمات ما احتياجي ندارد . او پيش از آنكه ما بگوييم ، شنيده است . نيايش ، محاوره نيست ، بلكه ارتباطي است در سكوت و خلوت . نبايد چيزي گفت ، نبايد چيزي خواست ، نبايدچيزي طلب كرد ، زيرا پيشاپيش همه چيز داده شده است . خدا پيش از آن كه تو او را بخواني ، تو را خوانده است . مولوي چه خوب گفته است كه ؛ اوليا دهانشان از دعا خواندن بسته است . آنها در همه لحظات مشغول نيايش اند . در ساحت نيايش ، حتي فكر نيز بايد خاموش شود . آنجا فقط چشمان خويش را ببند ، سر خويش را قدري فرو بياور و مستغرق درياي او شو .
در آن خلوت درون ، جايي كه كلمه اي رد و بدل نمي شود ، براي نخستين بار صداي نجواگر خداوند را مي شنوي . اين صدا را فقط در آن سكوت و سكون عظيم مي توان شنيد . اين صدا فقط در قلب طنين مي اندازد . هنگامي كه دل را از هياهوي دل مشغولي ها خالي كردي ، نجواي او به گوش مي رسد . در واقع دل توست كه با تو سخن مي گويد . دل در اين هنگام ، همچون ني بر لبان خداوند نشسته است و به آهنگ او مترنم است . حتي در اين ساحت نيز پيام او در قالب كلمات به گوش نمي رسد ، بلكه او بي كلام سخن مي گويد . او تو را با احساس سپاس و قدرداني سرشار مي سازد و تو را لبريز از حضور حقيقت در ساحت جانت مي كند . او همه ي اين كارها را بدون واسطه كلمات انجام مي دهد . بدون كلمات و فقط در قلمرو احساس و تجربه ... |
|
|
|
اخلاص |
دوشنبه سیزدهم دی 1389
اخلاص

اخلاص چیست؟
حضرت علی (ع) می فرماید: «من لم یختلف سرّه علانیته و فعله مقالته فقد أدّی الامانة و اخلص العبادة» کسی که باطنش با ظاهرش و کارش با گفتارش یکی باشد، امانت دار است و عبادتش از روی اخلاص می باشد.
موضوع اخلاص چیست؟
نیّت
قال رسول ا... :« إنّما الاعمال بالنیّات إنّما لکل امره مانویة». اعمال انسان ها به نیت آنها بستگی دارد و البته عمل هر کس بستگی به نیت او دارد.
عمل
قال علی (ع): «العمل هباءالّا ما اخلص فیه». اعمال آدمی بدون ارزش اند مگر اعمالی که با خلوص انجام بگیرد.
نشانه های اخلاص چیست؟
عدم انتظار ستایش و سپاس گذاری
قال رسول ا... : «لکلّ شی حقیقة و ما بلغ عبد حقیقة الاخلاص حتّی لایحبّ ان یحمه علی شیء من عمل ا... ». هر چیزی حقیقتی دارد و انسان مؤمن به حقیقت اخلاص نمی رسد مگر آن که میلی نداشته باشد تا در برابر کاری که برای خدا انجام می دهد مورد ستایش قرار بگیرد.
رضا و توکّل
در حدیث آمده است که پیامبر اکرم (ص) به جبرئیل فرمود: «اخلاص چیست؟»
جبرئیل پاسخ داد: مخلص کسی است که دست حاجت به سوی دیگران دراز نکند و سعی کند تا خودکفا شود و به آنچه دست یافت راضی باشد و از بقیه ی آن به دست گیری نیازمندان بپردازد.
پرهیز از بدی ها
قال رسول ا... :« و اما علامة المخلص فأربعة». یسلم قلبه و یسلم جوارحه و بذل خیره و کفّ شرهّ.
نشانه های مخلص چهار چیز است: قلب او سلیم است، اعضا و جوارح خود را تسلیم خدا می کند، خیر رسان است و به کسی شر نمی رساند.
آ ثار و نتايج ارزشمند اخلاص چيست ؟
مقبوليت عمل
قال علي (ع) «صفتان لا يقبل ا... الا عمال الا بها . التّقي والاخلاص ».
دو صفت است كه خداوند جز به وسيله ي آن ها اعمال را نمي پذيرد .: تقوي واخلاص . .........
ادامه مطلب را بخوانید..
ادامه مطلب... |
|
|
|
در نماز به چه کسانی سلام می دهیم؟ |
شنبه چهارم دی 1389
در آخر نماز به چه كسانی سلام میدهی؟
سلام كلمهایست زیبا كه هم بر كام شیرین میآید و هم با معنای خوشش، رابطهی میان گویند و شنوندهاش را گرم میكند.
سلام به معنی سلامتی و امنیت است و وقتی بر كسی سلام میدهی، به او میگویی كه تو از سوی من در امانی و خیالت تخت كه تا با منی خاطرت آسوده خواهد بود. و خلاصه آنكه سلامت یعنی سرت سلامت!
سلام را معمولا وقتی میگویی كه با كسی چهره به چهره شوی، آنگاه است كه حضورت را با طنین سلام، سبز میكنی و نیز خاطر او را.
به نماز فكر كردهای؟ در آن پایان نماز حواست هست كه با چه كسانی مواجه میشوی و بر آنان گلِ سلام هدیه میكنی؟
... وقتی كه نماز را به انتها میرسانی شهادتین را كه گفتی بعد از صلوات بر پیامبر و خاندانش شروع به دادن سلام میكنی. سلام اول، یعنی همان جمله "السلام علیك ایها النبى..." كاملا مشخص است كه خطاب به پیامبر گرامى اسلام مىباشد. همچنان كه قرآن به آن سفارش كرده است (احزاب، 56).
اما سلامهای بعدی چه؟
جملهی "السلام علینا و علی عباد الله الصالحین" خطاب به خودمان و بندگان نیكوكار خدا (به ویژه در نماز جماعت) است. مسلمانان، در هر نمازى پیوند دوستى با همهی بندگان نیكوكار خدا را به خود تلقین مىكنند و درود صلح را بر بندگان نیكوكار مىفرستند.
و جمله "السلام علیكم و رحمةالله و بركاته" بنابر قولی، خطاب به انبیا، ملائكه و امامان معصوم مىباشد.(1) و بنابر قولی دیگر، خطاب به جمیع مؤمنان؛ یعنى سلام و رحمت و بركات خداوند برشما مؤمنان.(2)
در پایان ملاقتت با خدا؛ وقتی كه از عرش برمیگردی، اولین كسی كه با او مواجه میشوی رسول خداست.
حال خودت را تصور كن كه در مقابل پیامبر خدا نشستهای؛ كه این تصور نیست، بلكه واقعیت است؛ حالا خودت بگو كه چگونه به او سلام میكنی؟
_______________________________
1- شرح لمعه، ج1، ص82; شهید بهشتى، سرود یكتاپرستى، ص29.
2-میرزا جواد تبریزى، صراط النجاة، ج3، ص317; امام خمینى، توضیح المسائل، ص153، ط9.
|
|
|
|
علت ترغیب به عزاداری امام حسین (ع) |
جمعه نوزدهم آذر 1389
اقامه عزای امام حسین (ع)

علت ترغيب ائمه به اقامه عزاي حسين (ع)
هيچيك از تكاليف شرعي بدون حكمت نيست و منظور از عزاداري هم اين نبوده كه همدردي با حضرت زهرا(س) و پيامبر(ص) كنيم. هر اندازه گريه و زاري كنيم تسلّي خاطر آنها نيست، چرا كه آرزوي همگي آنها شهادت بوده و اينطور نيست كه آنها هم هنوز در اندوه و ماتم باشند، البته منتظر قيام حضرت ولي(عج) مي باشند تا انتقام ظلم را بگيرند. لذا اگر به آن نيت بگوئيم آنها و عقايد اسلام را كوچك شمرده ايم بلكه مقصود اين است كه كربلا به صورت يك مكتب تعليمي و ترتيبي زنده بماند و تا اين روحيه شهادت طلبي زنده است، اسلام و انسانيت زنده خواهد ماند.
شيخ جليل كامل جعفر بن قولويه در كامل از ابن خارجه روايت كرده است كه گفت روزي در خدمت حضرت صادق عليه السلام بوديم و جناب امام حسين عليه السلام را ياد كرديم حضرت بسيار گريست و ما گريستيم، پس حضرت سر برداشت و فرمود كه امام حسين عليه السلام ميفرمود: كه منم كشتة گريه و زاري، هيچ مؤمني مرا ياد نمي كند مگر آنكه گريان ميگردد. و نيز روايت كرده است كه هيچ روزي حسين بن علي عليه السلام نزد جناب صادق عليه السلام مذكور نميشد كه كسي آن حضرت را تا شب متبسم بيند و در تمام آن روز محزون و گريان بود و ميفرمود كه جناب امام حسين عليه السلام سبب گرية هر مؤمن است.
و شيخ طوسي و مفيد از ابان بن تغلب روايت كردهاند كه حضرت صادق عليه السلام فرمود كه نفس آن كسي كه به جهت مظلوميت ما مهموم باشد تسبيح است، و اندوه او عبادت و پوشيدن اسرار ما از بيگانگان در راه خدا جهاد است. آنگاه فرمود كه واجب ميكند اين حديث به آب طلا نوشته شود.
و به سندهاي معتبرة بسيار از ابوعمارة منشد يعني شعرخوان روايت كردهاند كه گفت روزي به خدمت جناب صادق عليه السلام رفتم حضرت فرمود كه شعري چند در مرثية حسين عليه السلام بخوان چون شروع كردم به .......
ادامه مطلب... |
|
|
|
زنان نمونه اسلام |
سه شنبه نهم آذر 1389
زنان نمونه
ام ایمن
ام ایمن یا برکه ،دختر ثعلبه بن عمرو ،از بانوان آگاه ،شجاع ومخلص بود که در حد توان خود از محضر حضرت زهرا (ع) در بهره گیری از علوم و دانش ها وارزش های اسلامی استفاد های فراوان برد وبه مرحله ای بسیار عالی از کمالات معنوی رسید.
پیامبر بزرگواراسلام (ص) او را مادر می خواندندو می فرمودند:او بقیه ای از اهل بیت من است.ام ایمن در جنگ احد ،حضوری جدی داشت و در آب رسانی و مداوای مجروحین به رزمندگان اسلام کمک می کرد.آن گاه که شایعه کشته شدن پیغمبر (ص)توسط مشرکین منتشر شد ريال((اوس بن قیظی)) به همراه چند تنی از بنی حارثه ،پشت به جبهه کردند و خود را به ((شقره))رساندند.
ام ایمن با دیدن آنان ،سخت ناراحت شد ،مشتی خاک برداشت و به چهره شان پاشید وبرای برخی از آنان دوک آوردو گفت"((شمشیرت را بده دوک بریس))ام ایمن در جنگ خیبر نیز حضوری فعالانه داشت و یگانه خدمتگزار مخلص پیامبر (ص)از طایفه زنان بود.
وی دو پسر داشت یکی ((ایمن)) که در جنگ ((حنین))،قهرمانانه جنگید و به شهادت رسید و دیگری ((اسامه))که از طرف پیامبر گرامی اسلام (ص)در آخرین روزهای عمر مبارکشان به فرماندهی سپاه اسلام در جنگ با رومیان منصوب شد .
پس از آنکه حضرت زهرا (ع)از دنیا رفتند ام ایمن طاقت نداشت که مدینه بی فاطمه را ببیند ،لذا عازم مکه شد در مسیر حرکت ,به بیابان جحفه رسید .تشنگی بر او غالب شده بود وآبی نیز همراه نداشت نزدیک بود که پرنده مرگ جانش را بگیرد چشمش پر از اشک شدو با تضرع گفت:پروردگار من آیا مرا تشنه می گذاری با اینکه من کنیز دختر پیامبرت هستم ؟
بعد ار دعا ،لوی پر از آب بهشتی از آسمان فرود آمد ،ام ایمن از آن نوشید و تا هفت سال تشنه وگرسنه نشداین بانوی شجاع و شهید پرور ،هنگام ظهور حضرت مهدی (عج)،به همراه دوازده زن دیگر ،در رکاب امام زمان (ع)حاضر می شود و به معالجه و مداوای مجروحین لشکر حضرت می پردازد.
ام حبیبه
((ام حبیبه))یا رمله ،دختر ابوسفیان و از زنان نمونه ای است که به همراه همسرش عبیدالله بن جحش (پسر عمه پیامبر (ص) به حبشه مهاجرت کردند.
عبیدالله در حبشه ،تحت تاثیر تبلیغات مسیحیان قرار گرفت و از آیین اسلام خارج شد ،ولی ام حبیبه ،تسلیم رفکر غلط شوهرش نشد وبا وی به مبارزه پرداخت عبیدالله بن جحش ؛غرق در گمراهی ،آنقدر مشروب خورد که از پای در آمد پس از مرگ عبیدالله ،ام حبیبه در خواب دید که کسی به او ((ام المومنین )) خطاب می کند و...........
ادامه مطلب... |
|
|
|
چگونگی شهادت حضرت فاطمه (ع) |
دوشنبه یکم آذر 1389
چگونگی شهادت حضرت فاطمه (ع)
سلام دوستان بزرگوار همون طوری که می دونید قصد داشتم مطالب چند پست بعدی در رابطه با زنان نمونه باشه اما در همین روزها اتفاق نا خوشایندی افتاده که من مجبور شدم پستی در رابطه با شهادت حضرت فاطمه زهرا(ع) بذارم..چند روز پیش یکی از اهل سنت برای من کامنت گذاشته بود تا مطلبش در مورد حضرت فاطمه (ع)وشهادت ایشون رو مطالعه کنم..و من در حالی که قصد پا سخگویی به تمام دوستانی که کامنت گذاشته بودند رو داشتم چند صفحه مقابلم باز کردم وبه اشتباه کامنت یکی از بچه های شیعه رو به وبلاگ اهل سنت فرستادم وایشون هم نمایشش داد در حالی که در مورد کامنت دیگه من این کارو انجام نداد...خیلی از دوستان ناراحت بودن وفکر می کردن بنده به عمد این کارو کردم ومن برای دفاع از حریم پاک ومقدس حضرت فاطمه (ع)پست جدیدم رو به ایشون اختصاص می دهم ...یا علی مدد
دوران زندگی حضرت فاطمه زهرا (ع)به چند بخش تقسیم می شود؟
می توان به سه بخش مهم زیر تقسیم نمود:
اول:دوران قبل از ازدواج
دوم:دوران بعداز ازدواج تا رحلت رسول خدا
سوم:دوران بعد از رحلت رسول خدا تا شهادت حضرت که به گواهی تاریخ سخت ترین دوران عمر آن حضرت بوده است.(سید محمد تقی نقوی ،پیشین،ص 88)
به گواهی تاریخ ،هنگام رحلت رسول خدا ،حضرت فاطمه زهرا(ع)لبخند زدند،علت این امر شگفت آور حضرت در آن لحظه غم بار چه بود؟
حضرت فاطمه زهرا هنگام رحلت پیامبر اسلام،بسیار بی تابی می کرد.رسول خدا از احوال پریشان و چشم گریان دختر عزیزش منقلب شد،خواست او را تسلی دهد اما این کار آسانی نبودناگاه فکری به خاطر مبارکش رسید.به دخترش اشاره کرد که نزدیک رود .وقتی حضرت فاطمه زهرا صورتش را به نزدیک پدر برد،آن حضرت رازی را در گوش او گفت .حاضرین دیدند صورت حضرت فاطمه زهرا برافروخته شد ودر همان حال ناراحتی تبسم کردند.اطرافیان از این تبسم نا به هنگام تعجب نمودند علت آن را از حضرت پرسیدندفرمود:تا پدرم زنده است رازش را فاش نمی کنم.اما بعد از رحلت پدر آشکار ساخت و فرمود:پدرم به من فرمودند:تو نخستین کسی هستی که به من ملحق خواهی شد وماندن تو پس از من به طول نمی انجامد ،این خبر مرا خوشحال کرد و انده من بر طرف گردید.(شیخ مفید،صص173و174/بحارالانوار ،ج22،ص470/ابراهیم امینی ،پیشین،ص139)
حضرت فاطمه زهرا (ع)پس از رحلت پیامبر چه مدت در بستر بیماری بودند؟
صدیقه کبری فاطمه زهرا (ع)بعد از رحلت پدر بزرگوارشان مدت اندکی بر پا بودند و متعاقب آن دیگر قادر به برخاستن وخروج از خانه نبودند.
سنگینی فراق جانسوز پیامبر اسلام و انحراف امت از مدار ولایت علوی وسست عهدی آنها همراه با ضعف وبیماری حاصل از فشار بین درو دیوار و ضربات تازیانه وغلاف شمشیر آن کوه استوار ودریای خروشان را به بستر بیماری کشاند آن حضرت بنا به روایتی چهل روز(مناقب ابن شهر آشوب ج3 ص411/بحار الانوار ج 43ص 181) وبه روایت دیگر پانزده روز(بحارالانوار ج43 ص 200/اعیان الشیعه ج1 ص319) در بستر بیماری بودند در حالی که هجده سال بیشتر........
ادامه مطلب... |
|
|
|
زنان نمونه اسلام |
چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389

زنان نمونه
 
سلام دوستان عزیز ...تصمیم دارم در چند پست تعدادی از زنان نمونه تاریخ اسلام رو معرفی کنم..امیدوارم موردقبول شما دوستان خوب وهمراه قرار بگیره...در پست اول دو تن از این بانوان بزرگوار را شرح می دهم....
ام اَبان
ام اَبان دختر عتبه بن ربیعه است.این بانوی بزرگوار ،از یاران پیامبر گرامی اسلام (ص)و دوستدار واقعی اهل بیت (ع)بود.همسر وی در جنگ با رومیان ،در دروازه دمشق کشته شد لیکن پدر وی (عتبه) در جنگ بدر به دست حضرت علی (ع)از پای در آمد..ام اَبان ،پس از شهادت شوهرش ،به همسری ((طلحه)) (فرزند عبدالله ) درآمد.طلحه نیز پس از مجاهدت های فراوان به فیض عظمای شهادت نایل شد ام اَبان از شهادت همسر جدید خود (طلحه) بی نهایت متاثر شد وآرزوی شهادت کرد..وی صبورانه ،پیکر پاک همسرش را کفن کرد و آن گاه برای خونخواهی ،به مبارزه مسلحانه با کفار پرداخت.در این هنگام نبرد سختی در گرفت نبردی که در آن ,دشمن تاب مقاومت در برابر مجاهدت های این بانوی دلاور را نداشت.با هر تیری که وی می انداخت ،یکی از مردان دشمن به هلاکت می رسید.درگیری به شدت ادامه داشت که نگاه ام اَبان به قاتل همسرش ،(تومان) افتاد بی درنگ تیری به سوی او انداخت تیر به چشم تومان اصابت کرد و وی از درد آن چونان شتر فریاد زده رومیان را به کمک طلبید،چند تن از رومیان به سوی تومان شتافتند ولی ام اَبان همه آنها را هدف تیر قرار داد وبه هلاکت رساند .
ام اَبان ،با شهامت ودلیری همچنان هنر نمایی می کرد ودشمنان خداوند را یکی پس از دیگری به هلاکت می رساند حملات دشمن را دفع می کرد و به مقاومت خویش ادامه می داد تا اینکه تیرهای وی رو به پایان گذاشت .دشمنان از فرصت استفاده و او را اسیر کردند.ام اَبان در یک نبرد تن به تن با یک حرکت سریع دست دو نفر از آنان را گرفت و فریاد کشید.دو تن از رزمندگان اسلام به نام های ((عبدالرحمان)) و((ابان بن عثمان)) با شنیدن صدای وی به حمایت از او شتافتند و آن دو کافر را به قتل رساندند.
ام الخیر
ام الخیر دختر ((حَریش بن سراقه بارقی))،از زنان نامی کوفه است.وی،اهل نماز وعبادت ورزمنده ای سلحشور وسخنوری کم نظیر بود که در جنگ صفین،با استفاده از ایات قرآن ،مبارزان و عاشقان دفاع از حریم دین..........
ادامه مطلب... |
|
|
|
خاطره سوریه |
جمعه هفتم آبان 1389
جای شما خالی


سلام دوستان خوبم ...واقعا نمی دونم از کجا شروع کنم .اول بگم که نائب الزیاره همه شما بودم وخواستم گوشه هایی از سفرم رو براتون تعریف کنم شاید جالب باشه ..از 24 مهر شروع می کنم که رفتیم فرودگاه زیاد نگم فقط همین که حسابی معطل شدم وساعت 5 با هواپیمای بوئینگ تابان پرواز کردیم در طول سفر ذکر صلوات گرفته بودم و دعای معراج ومی خوندم اصلا باورم نمی شد که واقعا دارم می رم بیشتر شبیه خواب بود تقریبا سه ساعت بعد در فرودگاه دمشق بودیم .... بعد از پشت سر گذاشتن صف طولانی ومهر کردن پاسپورتامون رفتیم وسایلمون رو تحویل گرفتیم وبیرون از اونجا لیدرمون با تابلوی الرحیل به استقبال اومده بود ..اینجا جا داره یه نکته ای رو بگم ایرانیای عزیز مون توی صف پاسپورت خیلی با هم جرو بحث ودر گیری داشتند که اصلا در شان یه زائر خوب ایرانی نبود خواهش می کنم انشالله که همه شما عزیزان عازم شدید در این خصوص دقت نظر داشته باشید هر چی باشه ما نماینده کشور عزیزمون هستیم ...خلاصه زود از این قسمت می گذرم ....توی اتوبوس که بودیم لیدر محترم زحمت کشیدن توضیحات لازم در خصوص هتل وبرنامه های زیارتی کاروان دادند.وقتی رسیدیم به هتل الضیافه ساعت حدودا از نه گذشته بود وسایل رو توی اتاق گذاشتیم ورفتیم رستوران هتل شام خوردیم بعد قصد زیارت حرم حضرت زینب (ص) را کردیم آخه هتل ما خیلی به حرم ایشون نزدیک بود باید یه بازار 150 متری رو رد می کردیم تا برسیم به حرم ...ولی متاسفانه ما نتونستیم اون شب به زیارت بریم چون به ما گفتند حرم ساعت 9:30 بسته می شه خلاصه کلی غصه خوردیم به ناچار رفتیم اتاق وتا فردا استراحت کردیم برنامه روز بعد زیارت از حرم مبارک بی بی رقیه بود انگار عزیز سه ساله زودتر ما رو طلب کردن ..از هتل ما تا اونجا خیلی راه بود حدودا 45 دقیقه ای توی راه بودیم در طول مسیر لیدر برای ما صحبت می کرد از قسمتی گذشتیم که اسمش محله ی شامی ها بود که توی اون قسمت فقط خونه هاشون رو به شامی های اصیل اجاره می دادند یا می فروختند وغیر از این راهی به اونجا نداشتند....قسمت دیگه ای در طول مسیر بود به اسم باب طوما محله مسیحی ها ..که بازار معروفی به همین نام در اون محدوده وجود داشت ....یه نکته در مورد حجاب زنان سوریه بگم ..............
ادامه مطلب... |
|
|
|
بگو یا صاحب الزمان |
شنبه بیست و چهارم مهر 1389
حضرت اباالفضل عليه السلام فرمود: بگو يا صاحب الزمان!

جناب حجه الاسلام آقاي مكارمي فرمودند: نقل شده است در يكي از شهرهاي شيراز شخصي همراه عمويش براي ماهيگيري به كنار ساحل ميرود و در آنجا يكدفعه غرق ميشود. عموي وي، نگران از مرگ برادرزاده ، ناگهان ميبيند كه وي روي آب آمد! باري، شخص غرق شده كنار ساحل ميآيد و عمويش از او ميپرسد: چگونه نجات يافتي؟ ميگويد: در حال غرق شدن ، به ياد روضهها افتادم، پس از آن عرض كردم: يا اباالفضل! ديدم حضرت اباالفضل العباس عليه السلام تشريف آوردند و در گوشم فرمودند: بگو يا صاحب الزمان! من هم متوسل به حضرت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف ) شدم و عرض كردم يا صاحب الزمان! آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) تشريف آوردند و مرا نجات داده كنار ساحل آوردند. |
|
|
|
آثار عمل صالح |
شنبه دهم مهر 1389
    
سه خاطره
     
ده برابر
آقای مجتهدی تهرانی نقل کرده است که آیت الله میرزا علی مشکینی فرمودند:در ایامی که تحصیل می کردم یک روز پنج ریال بیشتر پول نداشتم و در خیابان راه می رفتم که یکی از طلاب به من رسید وگفت:پنج ریال داری به من قرض بدهی؟
فکر کردم که اگر این پول را به او بدهم خودم بی پول می مانم ولی با خود گفتم که کار این بنده خدا را راه می اندازم خداوند کریم است.پول را به او دادم چند قدمی که رفتم یکی از همشهری های من از اهالی مشکین شهر به من رسید با هم مصافحه کردیم .موقع خداحافظی پولی در دست من گذاشت و رفت چون نگاه کردم دیدم ۵۰ریال است .بار دیگر یکی از طلاب به من رسید واز من ۵۰ریال قرض خواست این دفعه نیز با خود گفتم خدا کریم است.اکنون که این آقا معطل است کار او را راه می اندازم پول را به اودادم چون مقداری جلو تر رفتم یکی دیگر از همشهری های خود را دیدم پس از مصافحه و احوالپرسی موقع خداحافظی پولی در دست من گذاشت ورفت چند قدم جلو تر رفتم نگاه کردم دیدم ۵۰۰ریال است.ناگاه به یاد آیه شریفه افتادم:
((من جاء بالحسنه فله عشر امثالها))
هر کس عمل نیک انجام دهد ده برابر به او پاداش می دهیم.
از ماست که بر ماست
شخصی شیر می فروخت و در آن آب می ریخت پس از چندین سال سیلابی بیامد و گوسفندان واموالش را برد.به پسر خود گفت: نمی دانم این سیل از چه آمد!پسر گفت:ای پدر این آبی است که به شیر داخل می کردی اندک اندک جمع شد و هر چه داشتیم برد مگر نخوانده ای که:
((و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم))
هر مصیبتی که به شما می رسد به خاطر عملی است که انجام داده اید.
بد می کنی ونیک طمع می داری نیکی نبود جزای بد کرداری
بوسه بر دست خدا
امام سجاد حضرت علی بن الحسین (ع)هنگامی که به مستمندی صدقه می داد دست خود را می بوسید.شخصی از آن حضرت راز این بوسه را پرسید .امام (ع)در پاسخ فرمود:((صدقه مومن قبل از آنکه به دست فقیر برسد به دست خداوند می رسد. از این رو دست خود را می بوسم ))آنگاه حضرت برای تعلیل گفته اش این آیه شریفه را قرائت فرمود:
((الم یعلموا ان الله هو یقبل الوبه عن عباده و یاخذ الصدقات))
آیا نمی دانستید که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد.
منبع:مجموعه آموزشی ضیافت اندیشه |
|
|
|
راهیان نور |
دوشنبه پنجم مهر 1389
 
سفر عشق
 
سال پیش بود که همراه با کاروان دانشجویی راهیان نور عازم جنوب شدیم تا از مناطق جنگی بازدید کنیم.جنوب هنوز هم حال و هوای کربلایی دارد هنوز حس وحال شهادت را می توان احساس کرد .انگار جا پای شهدا ورزمندگان می گذاری. ما را هر شب به یک پادگان می بردند چون هر شب در یک شهر اسکان داده می شدیم . پنج صبح بیدارباش بود وبعد از نمازو صبحانه اعلام برنامه انجام می شد.خدایی راستش را بخواهید طلائیه و شلمچه رنگ وبوی دیگری داشت احساسی که آنجا به من وسایرین دست داده بود غیر قابل وصف است.آنجا زن ومرد با پای برهنه روی خاک ها یی که خون پاک شهیدان مطهرش کرده بود راه می رفتند ،گروهی نماز می خواندند،گروهی زیارت می کردند،عده ای هم بلند بلند می گریستند طلائیه مانند قتله گاه امام حسین (ع) بود همان گونه عمیق و گود،همان گونه کویری، همان گونه بوی شهادت می داد در لحظاتی که سکوت بر فضا حاکم می شد حس عجیبی پیدا می کردم ،آرامشی داشتم که در هیچ یک از لحظات زندگیم حس نکرده بودم .خلاصه شلمچه و طلائیه از نظر معنوی انسان ساز است .سه کوهه ،فاو، و هویزه هم رفتیم هویزه قسمتی بود که شهدا درآغوش خاک آرام گرفته اندیکی از این شهدا شهید علم الهدا است ، مانند بهشت زهرای خودمان ولی عمیق وگیرا....به دریاچه اروند رود هم رفتیم کار جالبی انجام شده بود تخته های چوب را روی آب قرار داده بودند که درست وسط نیزارها بود و ما از روی آنها می گذشتیم دور می زدیم و می رفتیم کنار اروند رود این قسمت ایران ومرز خودی ها بود آن سمت دریاچه عراقی ها بودند که سربازان وماشین های در حال رفت وآمد دیده می شد.آنجا برای ما تعریف کردند پدر شهیدی که فرزندش مفقود الاثر شده بود هر روز کنار این دریاچه گریه می کرده است و دیدار فرزندش را آرزو می کرده تا اینکه یک روز پیکر پاک شهیدی را که روی آب آمده بوده را از آب می گیرند متوجه می شوند فرزند همان پدر است واین یک معجزه الهی است که جسدی بعد از سالها سالم به پدر برسد.و دیگر می گفتند موج های این دریاچه در یک سمت حرکت نمی کند قسمتی به راست وقسمت دیگر به چپ می رود. جالب است نه؟!.........
ما به محل شهادت شهید چمران هم رفتیم یک ساختمان بلند وباریک بود که در آن عکس ومدارک تحصیلی کارنامه هاتا زمان دانشگاه به صورت موزه در آمده بود و میز چیده بودند و فیلم هایی از زمان جنگ پخش می شد.محل شهادت شهید آوینی هم رفتیم چقدر جالب بود زمین شنی بود وروی خاک بسیار گرم ولی وقتی دستانمان را توی خاک فرو می بردیم خاک سرد سرد بود این همه تفاوت دمابسیار جالب است.انگار خاک آنجا هم از قدمهای شهیدان هنوز گرم است مانند خاطر ما که هیچ گاه گرمی حضورشان را فراموش نخواهد کرد و سردی درون خاک نشان از آرامش قلبی شهداست.خوشا به سعادتشان..در محل شهادت شهید آوینی هم یک ویترین شیشه ای بود که فشنگ،پوتین،دوربین و.........در معرض نمایش بود در پادگان میشداق طرح شهید صیاد شیرازی که حضور داشتیم رزمایشی اجرا شد سر بندهایی با شعارهای مختلف پخش می کردند عده ای به سر می بستندو عدهای به بازو...خیلی شبیه روزهای جنگ بود خمپاره ومنور میزدند و صدای بی سیم چی ها که بلند پخش می شد کاملا حال وهوای جنگ را تداعی می کرد ...
لحظاتی را تعریف کردم که تا خودتان حضور نیابید درک نخواهید کرد .با قلم ضعیف خود سعی کردم پاره ای از سفر عشق را بنویسم امیدوارم مورد لطف شما عزیزان واقع شود........یا حق |
|
|
|
اسما’ الحسنی |
جمعه دوم مهر 1389

فضیلت و خواص اسم واجد خداوند

یعنی : خدای تبارک وتعالی تواناست بر هر چه خواهد.
این نامی است که طالبان صادق را از برکت این نام وجدی و شوق و رقبتی حاصل می گردد اهل تحقیق گفته اند :«هر که را دائیه احصای این اسم خداوند متعال باشد اول باید که بداند هر چه بر جمیع فرزندان آدم پوشیده است بر آن حضرت ظاهر است و خواص اشیاء و کلیه چیز ها را میداند و پنهان وآشکار این خلق را معلوم دارد و خاصیت هر چیزی را خود داده است و هر چه بر ضمیر بنده خواهد گذشت از خیر وشر نزد آن حضرت ثابت است پس باید که با خلق خدا یکرنگ ویکدل باشد تا وی را دولتی دست دهد که هر چه خواهد بیابد.
دعوت این اسم خداوند متعال مناسب کسانی است که طالب حال واخلاص باشند و بخواهند حالت وجد بر ایشان ظاهر گرددو به این اسم مداومت نمایند بعد از نماز بامداد ۱۵۰ مرتبه « یا واجد » بگویند حالت ذوق عاشقان و درویشان بر ایشان کشف شود و اگر بعد از نماز به این عدد قیام نمایند اولی باشد و اگر در حین طعام خوردن هر لقمه یک مرتبه بگوید « یا واجد» آن طعام در درون او نورانی گردد.
منبع:کتاب اسماء الحسنی ص ۱۳۵ |
|
|
|
آموزه های قرآن |
پنجشنبه یکم مهر 1389
آموزههای قرآن در استدلالهای رضوی

زندگی امام رضا علیه السلام با دوره زمامداری مامون هفتمین خلیفه عباسی مصادف بود. مامون از حضور امام رضا علیه السلام در نزد خود اظهار مباحات میکرد و از وجود آن امام همام در تشکیل نشستها و مناظرههای علمی میان دانشمندان مذاهب مختلف بهره میبرد. امام رضا علیه السلام نیز چنان شرایطی را فرصت مناسبی برای بیان حقایق دین اسلام و تبیین آموزههای قرآنی میدانست و با بهره فراوانی که در علم و دانش و اخلاق و معنویت داشت، به استدلال و گفت و گو با اهل دانش و مناظره میپرداخت. از آنجا که منبع دانش آن حضرت، کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود، طبیعتاً به این دو منبع غنی و با اهمیت، استناد میکرد. نمونههایی از استدلالهایی را که آن امام بزرگوار با استناد به قرآن کریم بیان داشته در این نوشتار، از نظر میگذرانیم:
برگزیدگان خداوند
در مجلس مامون جمعی از علمای عراق و خراسان گرد آمده بودند. حضرت رضا علیه السلام در آن جمع حضور داشت. مامون معنای آیه: “ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا(1) سپس کتاب را بدانها که برگزیدیم به میراث دادیم.” را از آنان خواست. علما گفتند منظور از برگزیدگان، همه امت اسلامند.................
ادامه مطلب... |
|
|
|
اهانت به قرآن کریم |
چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389
« اعوذ بالله من الشیطان الرجیم »
!..If you burn quran، you burned in hell
اگر قرآن را در آتش بسوزانید، قرآن شما را در آتش خواهد سوزاند.

اهانت به قرآن کریم و مفتضح شدن غرب
این اواخر اتفاق نا خوشایندی که رخ داد قلب تمامی مسلمانان را به درد آورد اما جز مفتضح شدن غرب نتیجه ای در بر نداشت اکنون تمامی جهان این کتاب الهی را شناخته وغرب را موجودی ضعیف می دانند که با کتاب می جنگد .آن هم یکی از مبارک ترین کتب الهی.مطمئنا این مسئله سبب می شود که وحدت بین مسلمین بیشتر وهیجان برای حفظ دین اسلام و شناخت بیشتر این کتاب مقدس ایجاد شود . و عده ای در جهان که با دین اسلام آشنایی نداشتند به فکر فرو خواهند رفت که این کتاب چه چیزی را بیان کرده که غرب را به خشم آورده پس در صدد تحقیق بر می آیند ودر نتیجه پی به حقانیت کلام الهی می برند واگر به واقع به حقیقت آن دست یابند مطمئنا پیرو دین مقدس اسلام خواهند شد. ولی کسانی که چنین کار زشت ونا پسندی را مرتکب شده اند قرآن کریم را از بین نبرده اند بلکه سبب نابودی خویش شده اند زیرا به فرموده خداوند تبارک وتعالی این کتاب توسط ذات پاک خداوندی از تمامی تحریفات وآسیب ها محفوظ است وکسانی که در صدد از بین بردن آن هستند خداوند آنها را نابود خواهد کرد .این بنده حقیر بسیار خوشحالم وشاکر پروردگار که دشمنان ما گروهی احمق ونادان هستند که مکرشان بسیار ضعیف است وبه راحتی شکست خواهند خورد به امید پیروزی حق بر باطل وبرای تعجیل در فرج آقا امام زمان دعا کنیم با ذکر صلوات بر محمد وآل محمد.... |
|
|
|
قانون انسان بودن |
چهارشنبه هفدهم شهریور 1389

ده قانون انسان بودن

قانون يكم: به شما جسمي داده مي شود. چه جسمتان را دوست داشته يا از آن متنفر باشيد، بايد بدانيد كه در طول زندگي در دنياي خاكي با شماست
قانون دوم: با دوستان مواجه مي شويد. در مدرسه اي غير رسمي و تمام وقت نام نويسي كرده ايد كه «زندگي» نام دارد. در اين مدرسه هر روز فرصت يادگيري دروس را داريد. چه اين درسها را دوست داشته باشيد چه از آن بدتان بيايد، بايد به عنوان بخشي از برنامه آموزشي برايشان طرح ريزي كنيد
قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآيند آزمايش است، يك سلسله دادرسي، خطا و پيروزي هاي گهگاهي، آزمايشهاي ناكام نيز به همان اندازه آزمايشهاي موفق بخشي از فرآيند رشد هستند
قانون چهارم: درس آنقدر تكرار ميشود تا آموخته شود. درسها در اشكال مختلف آنقدر تكرار مي شوند تا آنها را بياموزيد. وقتي آموختيد ميتوانيد درس بعدي را شروع كنيد
قانون پنجم: آموختن پايان ندارد. هيچ بخشي از زندگي نيست كه درسي نباشد. اگر زنده هستيد درسهايتان را نيز بايد بياموزيد
قانون ششم: جايي بهتر از اينجا و اكنون نيست. وقتي «آنجاي» شما يك «اينجا» مي شود به «آنجا»يي مي رسيد كه به نظر از «اينجا»ي فعلي تان بهتر است
قانون هفتم: ديگران فقط آينه شما هستند. نمي توانيد از چيزي در ديگران خوشتان بيايد يا بدتان بيايد، مگر آنكه منعكس كننده چيزي باشد كه درباره خودتان مي پسنديد يا از آن بدتان مي آيد
قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگي كردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نياز را در اختيار داريد، اينكه با آنها چه مي كنيد بستگي به خودتان دارد
قانون نهم: جوابهايتان در وجود خودتان است. تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه نگاه كنيد، گوش بدهيد و اعتماد كنيد
قانون دهم: تمام اينها را در بدو تولد فراموش مي كنيد. اگر مشكلات دانستني هاي درون را از ميان برداريد، همه اينها را به خاطر خواهيد آورد
|
|
|
|
در خواست از خدا |
چهارشنبه هفدهم شهریور 1389

درخواست از خدا

از خدا خواستم مصائب مرا حل کند و خدا گفت : نه او فرمود : حل مشکلات تو کار من نیست " من به تو عقل دادم و تو با توکل به من به مراد مقصود میرسی از خدا خواستم غرور مرا بگیرد و او گفت : نه او فرمود : باز گرفتن غرور کار من نیست بلکه تویی که باید آنرا ترک کنی از خدا خواستم به من شکیبایی عطا کند و او گفت : نه خدا فرمود : شکیبایی دست آورد رنج است و به کسی عطا نمیشود باید آنرا به دست آورد از خدا خواستم به من سعادت بخشد و خدا گفت : نه خدا فرمود : خود باید متعالی شوی اما به تو یاری میرسانم تا به ثمر بنشینی از خدا خواستم مرا کمک کند تا دیگران را به همان اندازه که او مرا دوست دارد دوست بدارم خدا فرمود : آفرین بالاخره مقصود اصلی را دریافتی از او نیرو خواستم او مشکلات را جلوی پایم گذاشت تا قویتر شوم از او حکمت خواستم او مسائل بسیاری به من داد تا حل کنم از او شهامت خواستم او خطر را در مقابلم قرار داد تا از آن بجهم از او عشق خواستم انسانهای درد مند را سر راهم قرار داد تا به آنها کمک کنم از او کمک خواستم به من فرصت داد هیچ یک از خواسته هایی که داشتم دریافت نکردم اما به آنچه نیاز داشتم رسیدم )
|
|
|
|
غذای روح |
چهارشنبه هفدهم شهریور 1389

غذای روح
فردي از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خدا پذيرفت. او را وارد اتاقي نمود که جمعي از مردم در اطراف يک ديگ بزرگ غذا نشسته بودند. همه گرسنه، نااميد و در عذاب بودند. هرکدام قاشقي داشت که به ديگ مي رسيد ولي دسته ی قاشق ها بلندتر از بازوي آن ها بود، بطوري که نمي توانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب آن ها وحشتناک بود. آنگاه خداوند گفت: اکنون بهشت را به تو نشان مي دهم. او به اتاق ديگري که درست مانند اولي بود وارد شد. ديگ غذا، جمعي از مردم، همان قاشقهاي دسته بلند. ولي در آنجا همه شاد و سير بودند. آن مرد گفت: نمي فهمم؟ چرا مردم در اينجا شادند در حاليکه در اتاق ديگر بدبخت هستند، باآنکه همه چيزشان يکسان است؟ خداوند تبسمي کرد و گفت: خيلي ساده است، در اينجا آن ها ياد گرفته اند که يکديگر را تغذيه کنند. هر کس با قاشقش غذا در دهان ديگري مي گذارد، چون ايمان دارد کسي هست در دهانش غذايي بگذارد. غذاي روح - آن لاندرز
|
|
|
|
حکمت خدا |
چهارشنبه هفدهم شهریور 1389

حکمت خدا

تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست. سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها كلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن لختی بیاساید. اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید كه كلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. بدترین اتفاق ممكن افتاده و همه چیز از دست رفته بود. از شدت خشم و اندوه در جا خشك اش زد. فریاد زد: « خدایــــــــــــا! چطور راضی شدی با من چنین كاری بكنی؟ » صبح روز بعد با صدای بوق كشتی ای كه به ساحل نزدیك می شد از خواب پرید. كشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود. نجات دهندگان می گفتند: "خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم"
|
|
|
|
دست خدا |
چهارشنبه هفدهم شهریور 1389
دست خدا
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...
سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟
خدا پاسخ داد:
- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.
- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.
- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.
- یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.
- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.
- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.
با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟
خدا لبخندی زد و گفت:
فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"
|
|
|
|
حجاب برای امروز آری یا خیر؟ |
سه شنبه شانزدهم شهریور 1389
می گویند دستور حجاب برای زمانی بوده که زنان مسلمان با کنیزان اشتباه گرفته نشوند وامروزه این فلسفه وجود ندارد آیا این ادعا درست است؟

این برداشت را برخی از آیه 59 سوره احزاب کرده اند .زیرا بعد از آن که خداوند زنان را امر به استفاده از جلباب نموده فرمود
(این نزدیک ترین راهی است که شناخته شوند آزادند نه کنیز تا مورد آزار واذیت قرار نگیرند)
ادامه مطلب... |
|
|
|
فلسفه حجاب |
سه شنبه شانزدهم شهریور 1389

فلسفه حجاب زنان

حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت وآرامش روانی:
لباس افراد جامعه به ویژه زنان نمی تواند به هر شکل
واندازه ای باشد وباید حد وضابطه ای داشته باشد .بی بند باری
در پوشش ولباس موجب بی بند باری در تحریک غریزه جنسی است .............
ادامه مطلب... |
|
|
|
زبان قرآن |
سه شنبه شانزدهم شهریور 1389

آیا الفاظ عربی قرآن از سوی خداست ، یا این الفاظ از زبان پیامبر (ص) است ؟

نزول قرآن به زبان عربی با توجه به مخاطبان نخستین و شخص پیامبر (ص) که عرب زبانند یک جریان طبیعی است و هر سخنوری ، مطالب خویش را با زبان
مخاطبان مستقیم خود ، بیان می کند .خداوند متعال نیز در فرستادن پیامبران و ابلاغ پیام های خویش ، همین رویه را به کار گرفته است در این باره ، توجه چند نکته
مهم بایسته است:
1-قرآن کریم اگر چه برای تنزل در این عالم ، نیاز به زبان خاص دارد و آن عربی فصیح ومبین است ؛ولی زبان وفرهنگ آن ، همان زبان فطرت است که قابل فهم
برای همگان است و تنها در این صورت ، می تواند جهانی باشد. اگر فرهنگ قرآن ، مربوط به یک نژاد و گروه خاصی بود ، هیچ گاه نمی توانست جهانی باشد.............
ادامه مطلب... |
|
|
|
اطلاعیه |
سه شنبه شانزدهم شهریور 1389

دعوت از افراد بی وجود
 
از کسانی که نظرات مخرب می گذارند ولی در عین بی وجودی نه آدرس
وبلاگ و نه ایمیل می گذارند دعوت می کنم شجاعانه وارد شوند و نظرات
خودشان را اعلام کنند |
|
|
|
مصرف میوه در سحر |
پنجشنبه یازدهم شهریور 1389
مصرف میوه در سحری
 مصرف ميوه يا آب ميوه تازه هنگام سحر از تشنگي در طول روز جلوگيري مي كند. همچنين براي جبران كمبود ميزان آب و املاح بدن در ماه رمضان، مي توان از مقداري سوپ يا آش هنگام افطار استفاده كرد. در ادامه آمده است: مايعات را مي توان در مدت زمان افطار تا سحر مورد استفاده قرار داد. در اين صورت هنگام سحر ضرورتي وجود ندارد كه از چند ليوان آب يا از مقدار زيادي چاي براي رفع تشنگي در طول روزه داري استفاده كرد. مينا مينايي، كارشناس ارشد دفتر بهبود تغذيه ي جامعه معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان افزود: نبايد دسرها و شيريني ها را که حاوي شكر فراوان هستند، به مقدار زياد مصرف کرد و بهتر است به جاي آنها از خرما و توت که داراي قند طبيعي و همچنين املاح و ويتامين هستند، استفاده نمود. وي با بيان اين كه روزه داران بايد از خوردن غذاهاي شور هنگام سحر خودداري كنند، زيرا تشنگي را در طول روز افزايش مي دهد، ادامه داد: بايد از خوردن غذاهاي بسيار سرد يا بسيار گرم و نيز از نوشيدن آب سرد در ابتداي افطار خودداري شود و در صورت رفع تشنگي مي توان از آب گرم، چاي يا شير گرم استفاده كرد. همچنين مصرف زياد غذاهاي ترش و شور، شير، ميوه و سبزيجات خام و برنج نيز در ازدياد ترشح اسيد معده و درنتيجه ايجاد سوزش و درد معده و اثني عشر دخالت دارند. مبتلايان به زخم معده و اثني عشر و ناراحتي روده بهتر است از غذاهايي استفاده كنند كه هضم شان آسان و ساده بوده و باعث نفخ دستگاه گوارش نشود كه از جمله ي اين غذاها مي توان به غذاهاي كبابي و خورشتي، انواع سوپ كم چرب، آب ميوه ها، نان، پنير و ماست به مقدار كم اشاره كرد. استرس و فشار عصبي و روحي ، داشتن گروه خوني O، وجود ميكروب هليكوباكترپيلوري، مصرف قهوه و الكل از عوامل تشديد كننده زخم معده و اثني عشر هستند
|
|
|
|
حدیث از امام علی (ع) |
یکشنبه سی و یکم مرداد 1389
امام علی (ع) می فرماید:

همواره مواظب ۳چیز باش ۱-در تنهایی مواظب افکار ۲-در خانواده مواظب رفتار ۳-
ودر جامعه مواظب گفتارت باش
|
|
|
|
جهیزیه فاطمه(ع) |
یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389

جهیزیه فاطمه(ع)

وقتی پیامبر تصمیم گرفت که فاطمه (ع)را به عقد علی (ع) در بیاورد به اوفرمود:ای علی برخیز وزرهت را بفروش.
علی (ع)گوید:من هم رفتم زره ام رافروختم وپول آن را دریافت کرده وبر حضرت وارد شدم وپول زره را به او دادم .اما نه پیامبر (ص) از مقدار آن سوال کرد ونه من خبری دادم
آنگاه بلال را صدا کرد ومبلغی به او دادو فرمود:برو برای فاطمه (ع)عطر خریداری کن ومبلغی به ابوبکر دادو فرمود:برو برای او لباس واثاثیه منزل خریداری کن
،وعمار یاسر وبرخی دیگر از اصحاب را به کمک او فرستاد.آنها هم رفتند واشیاء مورد نیاز را خریداری کردند جمع آنچه برای جهیزیه حضرت زهرا (ع) خریدند عبارت بود از:
یک عدد پیراهن،یک روبنده،یک حلّه سیاه خیبری،یک تختخواب بافته شده از برگ ولیف خرما،دو عددتشک که یکی از پشم گوسفند ودیگری از لیف خرما پر شده بود،
چهار بالش،یک پرده پشمی،یک تخته حصیر ،یک دستاس،یک طشت مسی،مشکی از پوست،کاسه ای چوبی ،یک آفتابه، دو کوزه سفالی فیک سفره چرمی،یک چادر
بافت کوفه ،یک مشک آب، مقداری عطر
اصحاب پس از خرید اشیاءمذکورآنها را به محضر رسول خدا(ص)آوردند.وقتی آنها را به او دادند حضرت آنها را زیرو رو کردو فرمود:خداوند مبارک گرداند.
منبع:بحارالنوار،ج43،ص94 |
|
|
|
کوسه بودن معاویه |
جمعه بیست و دوم مرداد 1389
دلیل کوسه بودن ریش معاویه
روزی معاویه در حضور حسن بن علی (ع) اظهار داشت:چرا ریش شما به این اندازه باید پر باشد ،ولی ریش من کوسج باشد؟
حضرت اما حسن مجتبی (ع)فرمود:دلیل آن در قرآن ذکر شده است.معاویه با تعجب پرسید:در کجای قرآن خدا به ریش کوسج من اشاره کرده است؟
حضرت فرمود:(( والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه والذی خبث لا یخرج الا نکدا))
((زمین پاکیزه گیاه او خوب روئیده می شود ولکن زمین پست گیاه او رشد نمی کند جز اندک وبی فایده))
منبع:لطائف قرآنی،ص47
آیه 58سوره اعراف |
|
|
|
شیعه واقعی |
جمعه بیست و دوم مرداد 1389

شیعه واقعی

مردی به رسول خدا (ص) عرض کرد:ی رسول الله !فلانی در منزل همسایه اش نگاه
حرام می کند واگر بتواند به دنبال آن کار حرامی انجام دهد انجام می دهد.
حضرت خشمگین شد وفرمود:او را نزد من بیاورید
مرد دیگری که در آنجا حضور داشت عرض کرد:یا رسول الله !او از شیعیان شماست که
به ولایت شما وعلی (ع) اعتقاد دارد واز دشمنان شما بیزار است
رسول خدا(ص) فرمود:نگو او از شیعیان ما است ،این یک دروغ است.شیعه ما کسی
است که دنباله روی ما باشد واز اعمال ما پیروی کند واین کارهای او را که نام بردی از
اعمال ما نیست
منبع:بحارالانوار،ج68،ص155 |
|
|
|
خنده ملائکه |
چهارشنبه بیستم مرداد 1389

خنده ملائکه

پیامبر اکرم (ص) از جبرئیل پرسید:آیا ملائکه ،گریه وخنده هم دارند؟ گفت:آری از سه کس از روی تعجب می خندند.
1- از کسی که سراسر روز سخنان یاوه گوید وچون شب شود نماز عشاء خوانده وباز یاوه سرایی کند.ملائکه با لبخند گویندکای بی خبر صبح تا به شام سیر نشدی ؟اکنون سیر می شوی؟!
2-از دهقانی که بیل وکلنگ برداشته به بهانه تعمیر واصلاح زمین خود دیوار مشترک را می ساید تا به سهم خویش بیفزاید .ملائکه خنده کنندو گویند : آن زمین پهناور تو را سیر نکرد این مختصر سیرت می کند؟!
3-از زنی که در زندگی ،خود را از بیگانه نپوشیده پس از مرگ او را در قبر نهند وبدنش را بپوشانند که از دیده ها پنهان باشدوملائکه خندیده ومی گویند:هنگامی که مورد رغبت بود او را نهان نکردید اینک مستور می کنید که مورد نفرت وانزجار است؟!!
منبع:لطیفه های چهارده معصوم(محمد یوسفی) |
|
|